ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

 

 

نام : حسین

لقب : سید الشهداء

کنیه : ابو عبدالله

نام پدر : علی (ع)

نام مادر : فاطمه (س)

تاریخ ولادت : 3 شعبان

محل ولادت : مدینه

مدت امامت : 11 سال

مدت عمر : 57  سال

تاریخ شهادت : 10 محرم

علت شهادت : عدم بیعت با یزید

نام قاتل : شمر بن ذی الجوشن

محل دفن : کربلا معلی

 

 

امام حسین فرزند دومین امام علی و حضرت زهرا علیهم السلام است . آن حضرت در شهر مدینه به روز سوم شعبان  دیده به جهان گشود آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر بزرگترش امام حسن (ع) فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را  درمدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول (ص) و سی سال در کنار امیرالمومنین (ع) و ده سال با امام حسن (ع) گذراند.  و در سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن (ع)  امامت شیعیان را بر عهده گرفت .


امام حسین (ع)  در شکم مادر، کراماتی صادر شده که از آن جمله است:
1- فاطمه (س) از شکم خود صدای ذکر و تسبیح و تقدیس خدا را می‌شنید.
2- نور حسین (ع)  بر صورت و پیشانی فاطمه زهرا ( س)  ظاهر شده بود، به
گونه ای که پیامبر اکرم (ص) به او فرمود: «ای فاطمه، من در صورت تو نوری مشاهده می‌کنم. به زودی حجت و امامی برای مردم به‌دنیا می‌آوری
»

 

در روایت دیگری، فاطمه سلام الله علیها فرمود:

 « وقتی فرزندم حسین در شکمم بود، در تاریکی شب، نیازی به چراغ نداشتم.»

 

یکی از ویژگی‌های امام حسین ( ع )  این است که جبرئیل مژده‌ی ولادت و خبر شهادت آن حضرت را پیش از تولدش برای پیامبر گرامی آورده است.


امام صادق (ع)  فرمود:

« جبرئیل بر محمد (ص)  نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند»

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 تیر 1390  توسط محمدعلی حاجیان
پگاه برآمدن آفتاب عالمتاب هدایت _ روز رهایی بشریت از ظلمت و جهل و استقرار نظام نجات بخش یکتا پرستی _ استمرار حاکمیت توحیدی ، آغاز رسالت رسول مهربانی بر همگان مبارک

 

عید مبعث بر تما م شیعیان تبریک باد                شیعیان در روز مبعث شادمانی واجب است

امر یزدان بر همه خلق جهان شد آشکار             پیروی از دین حق باید بدانی واجب است

مکتب اسلام باشد مفتخر بر یک نبی                 مکتبی باید بماند جاودانی واجب است

احمد مرسل شده مبعوث از سوی خدا               بهر امت رهنمای کاردانی واجب است

بهترین خلق خـدا باحُسن خُلقی آمــده              رحمتُ للعالمین را آستانی واجب است

یک خدیجه می شود همرا او با ثروتش               همسری بهر رسول مهربانی واجب است

یک وزیر باوفا دارد پیمبر در رکاب                      یک وصی همچون علی مولای دینی واجب است

 

شاعر : محمد تقی داروگر

 

سایت پخش تصاویر زنده از حرم مطهر امام رضاعلیه السلام  : www.razavi.tv  




نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 9 تیر 1390  توسط محمدعلی حاجیان

پنج درس آموزنده ارزشمنداز امام موسی کاظم(علیه السلام)

1 شخصى به نام مرازم گوید:روزى جهت زیارت و ملاقات امام موسى کاظم علیه السلام به سوى مدینه طیّبه حرکت کردم و در مسافرخانه اى منزل گرفتم ، در این میان چشمم به زنى افتاد که مرا جلب توجّه نمود، خواستم با او رابطه زناشوئى برقرار کنم ؛ ولى او نپذیرفت که با من ازدواج نماید.سپس به دنبال کار خویش رفتم ؛ و چون شب فرا رسید به مسافرخانه بازگشتم و دقّ الباب کردم ، پس از لحظه اى همان زن درب را گشود و من سریع دست خود را بر سینه اش نهادم ؛ ولى او با سرعت از من دور شد.فرداى آن شب ، چون بر مولایم امام کاظم علیه السلام وارد شدم ، حضرت فرمود: اى مرازم ! کسى که در خلوت خلافى مرتکب شود و تقواى الهى نداشته باشد، شیعه و دوست ما نیست .(56)

par



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 تیر 1390  توسط محمدعلی حاجیان


مقدمه

حديث و روايت از ديدگاه محدثان، هر آن كلامى است كه ارتباطى مستقيم با معصوم دارد. و موضوع اين مقاله رواياتى است كه انتساب به اميرالمؤمنين (ع) داشته، و ايشان يا نقل كرده و يا از او نقل شده است و به عبارت ديگر رواياتى كه ايشان راوى آن مى‏باشد، و يا آنكه آن روايات مروى عنه ايشان مى‏باشد. از يك ديدگاه كلى روايات امام على (ع) به دو دسته روايات نبوى به نقل امام على (ع) و روايات علوى قابل تقسيم است. و ما هر دسته از اين روايات را در بخش مستقلى بررسى مى‏كنيم.

از سوى ديگر ديدگاه امام على (ع) در رجال حديث، و نيز رجال‏شناسى روايات ايشان هم لازم بررسى است كه در بخش سوم مقاله به اين موضوع خواهيم پرداخت.

بخش اول: روايات نبوى در كلام امام على (ع)

اميرالمؤمنين (ع) اولين مؤمن به پيامبر ـ از مردان ـ و همراه و ياور ايشان از اوان كودكى بود. او شاهد بر گفتار و كردار پيامبر، و در بسيارى اوقات مخاطب ايشان بود. از اين رو بايد وى را آگاه‏ترين افراد به نسبت نبوى دانست؛ چنانكه خود در خطبه 192 نهج‏البلاغه رابطه مستحكم و طولانى خود با پيامبر را اين گونه تشريح مى‏كند.

«و لقد كنت أتبعه اتباع الفصيل اثر امه، يرفع لى في كل يوم من اخلاقه علما، و يأمرنى بالاقتداء به، و لقد كان يجاور في كل سنة بحراء، فأراه و لا يراه غيرى، و لم يجمع بيت واحد يومئذ في الاسلام غير رسول‏الله و خديجة و أنا ثالثهما، رأى نور الوحى و الرسالة و أشم ريح النبوة»

هر آينه دنبال رو پيامبر بودم چنان كه بچه شترى دنبال مادرش مى‏رود. هر روز از اخلاقش در موضوعى پرده‏برى داشت و مرا به تبعيت در آن امر مى‏فرمود. و او در هر سال در غار حرا مجاور مى‏شد پس من او را مى‏ديدم و غير از من كسى او را نمى‏ديد. در آن روزگار خانه‏اى ديگر نبود كه رسول خدا و خديجه را گردآورد و من را به عنوان سومين نفر ايشان بودم. نور وحى را مى‏ديدم و نور رسالت را مى‏ديدم و بوى نبوت را مى‏شنيدم. و پيامبر عظيم‏الشأن اسلام نيز اهتمامى تمام به تعليم اميرالمؤمنين (ع) داشتند. تا آنجا كه اميرالمؤمنين (ع) خود مى‏فرمايند:

«علمنى رسول‏الله (ص) ألف باب من العلم يفتح لى كل باب ألف باب»

رسول خدا هزار در علم را بر من گشود كه از هر درى، هزار در [علم ديگر] گشوده مى‏شد. (1)

اين اطلاع و علم وسيع امام على (ع) به حقيقت اسلام و سنت نبوى، باعث گرديد كه پيامبر (ص) مسلمانان را در علم دين به ايشان ارجاع دهند. در حديث متواتر از پيامبر (ص) وارد شده كه آن حضرت فرمود: «أنا مدينة العلم و على بابها» من شهر علم هستم و على دروازه آن شهر است. (2)

و در برخى روايات به دنبال اين تعبير، فرموده‏اند: «فمن أراد المدينه فليأت الباب» پس هر آن كس كه اراده ورود به اين شهر را دارد پس بايد از دروازه آن وارد شود. (3)

بنابراين بايد اميرالمؤمنين على (ع) را برترين صحابه در علم، و برترين شاگرد پيامبر (ص) دانست، كه احاديث پيامبر(ص) را در موضوعات مختلف دين فراگرفته بود، و نيابت علمى آن مقام منيع را لايق گشته بود.

امام على (ع) در موقعيتهاى مختلف اين دانش را براى مردم ابراز مى‏كرد، و به كلام و عمل رسول خدا (ص) استناد مى‏جست و براى مردم بازگو مى‏كرد.

شيوه‏هاى نشر حديث نبوى در سيره امام على (ع):

امام على (ع) يكى از مسئوليتهاى خويش را متابعت و حمايت و نشر سنت نبوى مى‏دانستند، كه اين وظيفه را به شكلهاى گوناگون به انجام رسانيدند. مهمترين شيوه‏هاى نشر سنت و حديث نبوى را اين گونه مى‏توان تشريع كرد:

1ـ تشويق مردم به عمل به سنت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله

آن حضرت در موقعيتهاى مختلف و در خطبه‏هاى عمومى، مردم را به اقتداء و پيروى از سنت پيامبر (ص) دعوت مى‏كردند. ايشان به اين وسيله مردم را تشويق به، به كار بستن و اجراء سنت نبوى كردند.

بديهى است كه عمل به سنت نبوى هنگامى كه بسان فرهنگ عمومى جامعه درآيد، در نسلهاى بعدى نيز تأثير جدى خواهد گذاشت و ماندگار خواهد شد.

ايشان مى‏فرمايد: «اقتدوا بهدى نبيكم فانه افضل الهدى، و استنوا بسنته فانها أهدى السنن» پيروى كنيد از هدايت پيامبرتان چه آنكه هدايت او برترين هدايت‏هاست و به سنت او عمل كنيد كه هدايت‏كننده‏ترين روشهاست. (4)

و راه دست‏يابى به سنت پيامبر، همان پيروى و يادگيرى روايات حاكى از سنت مى‏باشد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 26 خرداد 1390  توسط محمدعلی حاجیان





زینتِ بخشندگان، امام جواد (ع) می آید
تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر
از نسل هابیل را به شادباش بنشیند.


می آید تا چشمان آسمان را
به روشنی سیمایش روشن شود
و لاهوتیان و ناسوتیان را در شادی میلاد خویش فرو برد.

کبوتر دل در هوای طواف گنبد نورانی کاظمین،
پر می گشاید تا همراه با فرشتگان الهی؛
حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد
و دیده را به ضریح او روشن سازد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 خرداد 1390  توسط محمدعلی حاجیان


 

هنوز کوچه های مدینه خاطرات ظلمهایی که بر حبیبه ی خدا ناموس کبریا حضرت فاطمه زهرا سلام .... علیها در دل خود بیاد دارد .هنوز بیت الحزان فاطمه صدای گریه های او را در گوش زمان نجوا می کند . هنوز غربت و مظلومیت فاطمه را تاریخ شیعه به تکرار می نگارد و دل های شیفته خاندان عصمت و طهارت را در عزای آن بانوی فضیلت ، ریحانه ی بنی ، بضعه الرسول ، ام ابیها ، ام الائمه و ... محزون و دیدگان آنان را گریان می نماید . آری فاطمه جان مردمان روزگارت عجب به وصیت پدرگرامیت رسول خدا  ( ص ) عمل کردند و عجب مزد و پاداش رسالتش را دادند .

 

 

تو ای بتول ، ای قرة العین رسول ، ای مرضیه ، ، و ای صدیقه چه کردند و ای سیدة النساء العالمین جواب آنانی که با تو دشمنی کردند چه زیبا قرآن داده است

 

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 17 اردیبهشت 1390  توسط محمدعلی حاجیان

 

Reformerof Hearts and Minds
یــا مقـــلب القـــلــــوب و الابــصـــار
 
Directorof Day and Night
یــا مـدبــر الـلیــل و النـــهــار
 
AndTransformer of Conditions
یــا محـول الـحول و الاحـوال
 
Changeours to the Best
InAccordance with Your Will 
حـول حالنـا الی احـسن الحـال

 

عیدنوروز1390برهمگی بازدیدکنندگان مبارک باد





نوشته شده در تاريخ یک شنبه 29 اسفند 1389  توسط محمدعلی حاجیان

در سحرگاه روز جمعه هفدهم ربیع الاول سال عام الفیل خورشید تابناک رسالت از اُفق مکه طلوع کرد و با درخشش خود کائنات را جلوه‌ای دیگر بخشید.
آری ! خاتم رسولان آمد تا بشر را از اسارت نادانی و کفر برهاند و آنها را به سرچشمه‌های نور و سعادت رهنمون سازد؛ آن رسالتی را که انبیا هزاران سال با تحمل سخت‌ترین شکنجه‌ها بر دوش کشیدند، به نقطة کمال و اوج خود برساند.
نام گرامی آن حضرت را محمد و کنیه‌‌اش را ابوالقاسم نهادند. پدر گرامیشان حضرت عبدالله و مادر بزرگوارشان حضرت آمنه بنت‌وهب بود .
ـ وقایع پیش از ولادت
در شب میلاد مسعود آن اسوة پاکی‌ها و فضیلت‌ها، حوادث عجیبی در جهان رخ داد که در این جا به ذکر چند حادثه اکتفا می‌کنیم:
1. آتشکدة فارس که هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد.
2. دریاچة ساوه که آن را می‌پرستیدند، یکباره خشک و به نمکزار تبدیل شد.
3. همة بتها در خانة کعبه فرو ریخت و این ندا از آسمان شنیده شد:
)جَاءَ الحَقَّ وَ زَهَقَ الباطِل، ‎‎إِنَّ الباطِلَ کانَ زَهُوقا4. ایوان عظیم کاخ مدائن (کاخ پادشاه ایران) به لرزه درآمد و چهارده کنگره از آن فرو ریخت.
5. آب رود سماوه (رودی بین کوفه و شام)  زیاد شد و به جریان افتاد. 

  


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 1 اسفند 1389  توسط محمدعلی حاجیان

فارس: در روايتي از اباصلت آمده است: «مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.»

درباره نحوه شهادت امام رضا (ع)، بيشتر عالمان شيعه و همچنين تعداد زيادي از علماي اهل سنت، قائل هستند كه آن حضرت مسموم و شهيد شده است. البته درباره عامل شهادت امام هشتم، اختلاف‌نظرهايي وجود دارد؛ اما قول مشهور اين است كه آن حضرت، توسط «مأمون» خليفه عباسي مسموم و به شهادت رسيد.

برخي از علماي اهل سنت بر اين نظرند كه مأمون، امام رضا (ع) را مسموم نكرده است و براي اين گفته خود دلائلي هم ذكر مي‌كنند. از جمله آن دلائل اين است كه مأمون دختر خود را به همسري امام جواد (ع) درآورد. مأمون به برتري امام رضا (ع) در برابر علما استدلال مي‌كرد. بعد از درگذشت امام رضا (ع) مأمون بسيار ناراحت و غمگين بود و...

در ادامه خواهيم گفت كه به هيچ يك از دلائل در اين رابطه نمي‌توان استناد كرد.
همچنين عده‌اي از علماي اهل سنت نيز بر اين باورند كه امام رضا (ع) مسموم شده است و عامل جنايت، عباسيان اما شخصي غير از مأمون، بوده است. براي مثال؛ ابن‌جوزي مي‌گويد: «وقتي عباسيان ديدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولايت‌عهدي) و به دست علويان افتاد، امام رضا (ع) را مسموم كردند.» اين قول نيز چندان صحيح به نظر نمي‌رسد؛ زيرا «بيشتر مورخان و راويان اجماع دارند كه مأمون سم را به امام (ع) داده نه غير او.»

همچنين روايات مستندي از امام رضا (ع) وارد شده است كه در آن، حضرت شهادت خود را پيش‌گويي كرده و عامل اين جنايت را مأمون دانسته است. امام رضا (ع) به هرثمة بن اعين مي‌گويد: «موقع مرگ من فرا رسيده است. اين طاغي (مأمون) تصميم گرفته مرا مسموم كند...»




ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 15 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
خرد یا خردورزی کدامیک ارزشمند است؟

                       بررسی جایگاه عقل و عمل از منظر امام کاظم(ع) به مناسبت هفتم صفر

عقل در آموزه های اسلامی از چنان جایگاه، نقش و اهمیتی برخورداراست که به عنوان مهم ترین ابزار در اصول و فروع دین مورد توجه قرار گرفته است؛ چراکه اگر عقل در آدمی نباشد، دین و حیایی نیز نخواهد بود، چنان که روایات معتبر بهصراحت بر این معنا و مفهوم تاکید دارند. شرافت و کرامت ذاتی انسان به وجود عقل کاملدر اوست که در دیگر آفریده های الهی در این سطح وجود ندارد؛ چنان که شرافت ابدیانسان و قرار گرفتن در مقام خلافت الهی، به فعلیت یابی و کمال عقل بستگی دارد؛ ازاین رو در آموزه های قرآنی بر خردورزی به معنای فعلیت بخشی به عقل تاکید شده بطوریکه تنها شرافتی که برای آدمی در آموزه های قرآنی مورد توجه و تاکید است، خردورزیاست؛ چرا که عدم برخورداری از این توان و استعداد ذاتی به معنای سقوط به مرتبه پستترین آفریده هاست. این جاست که ارتباط میان عقل و عمل به خوبی خود را نشان می دهد.
امام موسی کاظم(ع) همانند دیگر امامان معصوم(ع) بر آن بود تاارزش و جایگاه واقعی عقل را در نظر اسلام و وحی تبیین و روشن نماید؛ از این روتاکید خاص بر عقل و خردورزی به معنای کاربردی کردن عقل در مقام عمل داشته است.
نویسنده در این مطلب با مراجعه به برخی از آموزه های وحیانیبیان شده از سوی آن بزرگوار(ع)، بر آن است تا نقش عقل در مقام عمل را از نگاه وتحلیل ایشان بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
عقل، حجت باطنی الهی
خداوند هنگامی که انسان را آفرید، از روح خویش در او دمید تاهمه صفات و اسمای کمالی در انسان سرشته شود و ظرفیتی برای متاله (خدایی شدن) فراهمآید. این گونه است که افزون بر صفات عمومی که در دیگر آفریده ها قرار داده شده بود،علم و عقل نیز در اوج آن به آدمی داده شد. اگر شرافت انسان به روح الهی دمیده شدهدر ذات اوست، کرامت انسانی به علم و عقل او می باشد. به این معنا که سطح عالی آگاهیو دانش او و زمینه بهره مندی از آن از راه به کارگیری عقل و خرد موجب شده تا انساندر چنان جایگاهی قرار گیرد که همگان مسخر او شوند و به اراده و عشق حبی، خود را تحتسلطه ربوبیت او قرار دهند تا انسان در مقام مظهریت و خلافت ربوبی هر یک را به کمالشایسته و بایسته اش برساند.
بدین ترتیب علم و عقل با هم گره خورد تا انسان بتواند حقایقهستی را بشناسد و فهم و درک درستی نسبت به آن پیدا کند تا با باروری آن چه به ناماستعداد یا همان اسمای سرشته در ذات، شناخته می شود، متاله و خدایی شود. این تلاش وکوشش برای شدن و مظهریت یافتن، همان خردورزی است که ارتباط عقل با عمل را نیز تبیینو روشن می سازد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

ابوجعفر، امام محمدباقر (ع) پنجمین آفتابی است که بر افق امامت،جاودانه درخشید، زندگیش سراسر دانش و ارزش بود، از این رو باقر العلوم نامیده شد،یعنی شکافنده دشواری های دانش و گشاینده پیچیدگی های معرفت.
خصلت آفتاب است که هماره گام بر فرق ظلمت می نهد و در لحظه هایتاریک، بر افق زمان می روید تا ارزش های مهجور و نهان شده در سیاهی جهل و جور را،دوباره جان بخشد و آشکار سازد. او نیز در عصر حاکمیت جور و تشتت اندیشه های دینیامت اسلام، تولد یافت تا پیام آور معرفت و احیاگر اسلام ناب محمدی (ص) باشد.
ضمن تبریک سالروز تولد آن امام همام به شیفتگان حضرتش، در ذیلنگاه کوتاهی به فرازهایی از زندگی پربار حضرتش خواهیم داشت؛
ولادت
حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم (ع)، در شهر مدینه تولد یافت و براساسنظریه بیشتر مورخان و کتاب های روایی، تولد آن گرامی در سال ۵۷ هجری بوده است. درروز و ماه ولادت آن حضرت نیز نقل های مختلفی یاد شده است؛
الف) سوم صفر ۵۷ هجری.
ب) پنجم صفر ۵۷ هجری.
ج) جمعه اول رجب ۵۷ هجری.
د) دوشنبه یا سه شنبه اول رجب ۵۷ هجری.
بیشتر محققان با ترجیح نظریه نخست، یعنی سوم صفر، آن را پذیرفتهاند. این نقل، با روایاتی که نشان می دهد امام باقر (ع) به هنگام شهادت جد خویشحسین بن علی (ع) در سرزمین طف حضور داشته و سه سال از عمرش می گذشته است هماهنگیدارد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 18 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
.: Weblog Themes By Rasekhoon:.